عاشقم بی دلم غریب و اسیر
کارم از دست رفت دستم گیر
۱آب جویان سرو قامت توست
گرچه بادش کشید در زنجیر
۲ما به یاد تو زنده می مانیم
ورنه هجران نمی کند تقصیر
۳هر دم از اشک سرخ بر رخ زرد
شرح شوق تو می کنم تقریر
۴چه عجب کز توام گزیری نیست
نیست کس را ز جان خویش گزیر
۵ابرو و غمزه بس تو را پی صید
گوشه گیر از کمان بیفکن تیر
۶جامی آشفته جوانی شد
سود کی داردش نصیحت پیر
۷