غزلیات

شمارهٔ ۴۴۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

عاشقم بی دلم غریب و اسیر

کارم از دست رفت دستم گیر

۱

آب جویان سرو قامت توست

گرچه بادش کشید در زنجیر

۲

ما به یاد تو زنده می مانیم

ورنه هجران نمی کند تقصیر

۳

هر دم از اشک سرخ بر رخ زرد

شرح شوق تو می کنم تقریر

۴

چه عجب کز توام گزیری نیست

نیست کس را ز جان خویش گزیر

۵

ابرو و غمزه بس تو را پی صید

گوشه گیر از کمان بیفکن تیر

۶

جامی آشفته جوانی شد

سود کی داردش نصیحت پیر

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. اسیرگیر
  2. توستزنجیر
  3. مانیمتقصیر
  4. زردتقریر
  5. نیستگزیر
  6. صیدتیر
  7. شدپیر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.