باشد از شوب ریا مشرب رندان صافی
عیب ایشان مکن ای خواجه ز بی انصافی
۱لاف کم زن که نه از شیوه مردان خداست
ای که از شیوه مردان خدا می لافی
۲تا ز اوصاف من و ما نشود صوفی صاف
اهل صفوت نکنندش به صفا وصافی
۳لب فروبند که جز رزق تو نازل نشود
گر به فریاد و فغان سقف فلک بشکافی
۴امتیاز سره و قلب جهان دشوار است
خاصه وقتی که به قلاب رسد صرافی
۵جامی افشا چه کنی در غزل اسرار ازل
کی بود نظم قوافی به حقایق وافی
۶بر تن حجله نشینان معانی تنگ است
هر شعاری که تو از شعر عبارت بافی
۷