غزلیات

شمارهٔ ۹۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زارم از فرقت شیرین دهنی نوش لبی

چاره وصل است برانگیز خدایا سببی

۱

جان که در موج غم افتاد جدا زان لب لعل

عاقبت خواهدش آن موج رساندن به لبی

۲

چون نیامد ادب بزم وصال از من مست

دمبدم می رسد از شحنه شهرم ادبی

۳

ساخت با نغمه غم مرغ دلم زان که نخاست

هرگز از بلبل این باغ نوای طربی

۴

سوخت از تاب غمش جان و دلم گرچه طبیب

نکند از تن رنجور من احساسی تبی

۵

طلب روز و دعای شبم این کرد اثر

که نه روزی شودم وصل میسر نه شبی

۶

جامی از راه طلب ماند زهی حسرت و درد

گر نه مطلوب درآید ز درش بی طلبی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـبی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. لبیسببی
  2. لعللبی
  3. مستادبی
  4. نخاستطربی
  5. طبیبتبی
  6. اثرشبی
  7. دردطلبی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.