رخ برافروخته ای ماه منور شده ای
قد برافراخته ای رشک صنوبر شده ای
۱در نکویی رخ تو روز به روز افزون است
دی نکو بودی و امروز نکوتر شده ای
۲نیست حد بشر این حسن و لطافت که تو راست
روح قدسی که بدین شکل مصور شده ای
۳خوی تو با همه عشاق وفا و کرم است
در حق ما چه جفا جوی و ستمگر شده ای
۴پیش بالای تو پستند همه سرو قدان
جای آن دارد اگر بر همه سرور شده ای
۵اندکی سایه فکن بر سرم ای دولت وصل
که پس از محنت بسیار میسر شده ای
۶جامی از حرف ریا پاک بشو لوح ضمیر
دو سه روزی که حریف می و ساغر شده ای
۷