غزلیات

شمارهٔ ۸۸۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ساقیا صاف می عیش به خودکامان ده

دردی درد به خون جگر آشامان ده

۱

هر که دردی نکشد گرچه سر خاصان است

بکش افسار و سرش در گله عامان ده

۲

مشرب دردکشی نیست نکونامان را

مطربا خیز و صلا در صف بدنامان ده

۳

زاهدان ز آتش ما سوختگان محرومند

شرری یا رب ازین شعله به آن خامان ده

۴

چون ز شوق تو کشم سر به گریبان عدم

بهر عطر کفنم گردی ازان دامان ده

۵

نیست بی مقدم تو کار مرا سامانی

قدمی رنجه کن و کار مرا سامان ده

۶

جامی ایام گل از صومعه سوی چمن آی

خرقه زهد به تاراج گل اندامان ده

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دهقافیه: ـامان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دهده
  2. استده
  3. راده
  4. محرومندده
  5. عدمده
  6. سامانیده
  7. آیده

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.