گر بنالم ز دل خاره برآید ناله
ور بگریم ز گل تیره بروید لاله
۱گشته دنبال سفر کرده سواری ست روان
اشک سرخم که بدین گونه کشد دنباله
۲آنچه در وصله نشیند به غم عشق مرا
نیست غیر از دلی آن نیز به صد پرکاله
۳جان ستد نسیه که یک بوسه بها خواهم داد
کی بود کی که رسد نسیه ما را حاله
۴خوردم از خال لب او به تخیل بوسی
زد ز شیرینی آن بوسه لبم تبخاله
۵گر زند با لب آن غنچه دهن لاف ز لطف
دهن غنچه کند پاره به دندان ژاله
۶چارده ساله مهی پنجه جامی برتافت
کرد بیرون ز کفش حاصل پنجه ساله
۷