غزلیات

شمارهٔ ۹۲۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نشان جام جم و آب خضر می طلبی

ز شیشه حلبی جوی و باده عنبی

۱

چه شد ز کوی تو گر یک دو روز ماندم دور

لدیک روحی و قلبی الیک منقلبی

۲

اگر چه پایه قدرت فراز کیوان است

بترس ماه من از ناله های نیم شبی

۳

شب فراق ز خون خوردن منت چه خبر

بدین صفت که تو سرمست باده طوبی

۴

گذشت صبح وصال و رسید شام فراق

فعاد همی و حزنی و زاد لی تعبی

۵

چو فوت شد ادب بزم وصل از من مست

ز جور هجر تو دیدم سزای بی ادبی

۶

به شیخ شهر مگو جامیا حکایت عشق

مجوی از عجمی فهم نکته عربی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـبی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. طلبیعنبی
  2. دورمنقلبی
  3. استشبی
  4. خبرطوبی
  5. فراقتعبی
  6. مستادبی
  7. عشقعربی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.