غزلیات

شمارهٔ ۹۱۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نشان نبود ز عهد الست و قول بلی

که می رسید به گوش دلم ز عشق ندی

۱

ازان ندی ست که جانم فدی ست در ره عشق

هزار جان گرامی فدیش باد فدی

۲

ازان ندی ست که یک نغمه چون برون افتاد

صدای آن ز ثریا گرفت تا به ثری

۳

از آن ندی ست که از شاخ سرو مرغ چمن

بر اهل ذوق کند داستان عشق املی

۴

صفای دردکشان تافت بر دل صوفی

پلاس میکده را ساخت طیلسان و ردی

۵

ز عکس جلوه معشوق بهره مند نشد

کسی که آینه خویش را نداد جلی

۶

رموز عشق توان گفت لیک با محرم

پر است خاطر جامی ازان رموز ولی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بلیندی
  2. عشقفدی
  3. افتادثری
  4. چمناملی
  5. صوفیردی
  6. نشدجلی
  7. محرمولی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.