غزلیات

شمارهٔ ۸۹۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوش آن دو یار که دل صاف کرده چون شیشه

به هم خورند می لعل از آبگون شیشه

۱

ز رشک لعل تو هر خون که خورده بود اکنون

به همدمی قدح می دهد برون شیشه

۲

به سجده درت از دیده ریخت خون دلم

بلی شراب بریزد چو شد نگون شیشه

۳

دلم خیال تو را جای شد ز عشوه عشق

چنانکه جای پری گردد از فسون شیشه

۴

دل مرا به ملامت میازما که کسی

به سنگ خاره نکرده ست آزمون شیشه

۵

به جای باده پر آب حیات شد هرگه

خیال لعل تو آورد در درون شیشه

۶

تمام شد می ازان لب فسانه گو جامی

که موج دیده ما پر کند ز خون شیشه

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شیشهقافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شیشهشیشه
  2. اکنونشیشه
  3. دلمشیشه
  4. عشقشیشه
  5. کسیشیشه
  6. هرگهشیشه
  7. جامیشیشه

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.