فداک امی یا غایة المنی و ابی
بسوخت جان من از جان من چه می طلبی
۱اگر خموش کنم گوییم که بی خبری
وگر خروش کنم رانیم که بی ادبی
۲جهان صحیفه حسن و جمال لم یزلیست
وز آن صحیفه به وجه حسن تو منتخبی
۳چگونه از تو نمانم عجب که می بینم
به زیر هر خم زلفت هزار بوالعجبی
۴تو ابر جودی و من کشت تشنه لب بی تو
بیا بیا که کنم با تو شرح تشنه لبی
۵ز هجر روی تو روزم تمام نیم شب است
حذر کن از اثر ناله های نیم شبی
۶عرب نژاد بود یار و می کند جامی
به فارسی غزل اوصاف حسن آن عربی
۷