غزلیات

شمارهٔ ۴۴۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زهی ز فتنه تو را هر طرف سپاه دگر

ز ظلم چشم تو هر گوشه دادخواه دگر

۱

کجا روم که ز دست غمت کنم فریاد

که نیست جز تو درین ملک پادشاه دگر

۲

چو جان دهیم ز غم غیر خار نومیدی

نروید از گل ما بیدلان گیاه دگر

۳

گهی که بر سر راه تو منتظر باشم

مکن به رغم خدا را گذر به راه دگر

۴

اگر چنین زند از سینه شعله آتش آه

جهان بسوزد اگر برکشیم آه دگر

۵

حدیث شوق نهان بر تو چون کنم روشن

که جز خدای ندارم بر این گواه دگر

۶

مکش به تیغ تغافل کمینه جامی را

چه سود از آنکه شود کشته بی گناه دگر

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دگرقافیه: ـاه۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. دگردگر
  2. فریاددگر
  3. نومیدیدگر
  4. باشمدگر
  5. آهدگر
  6. روشندگر
  7. رادگر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.