ای تو را از گل سیراب تنی نازک تر
بر تن از برگ سمن پیرهنی نازک تر
۱نیست بر هیچ بدن راست بدین لطف قبا
نیست در هیچ قبا زین بدنی نازک تر
۲زین همه تازه نهالان که به بر آمده اند
نیست کس را ز تو سیب ذقنی نازک تر
۳تا کشد غنچه خجالت بگذر سوی چمن
با لب نازک و از لب دهنی نازک تر
۴هر شهیدی که به شمشیر تو خو داشته وای
گر نباشد ز حریرش کفنی نازک تر
۵منه از دست کمان ای دل و جان سپرت
که ندیدم ز تو ناوک فکنی نازک تر
۶نازکی سخنت وصف کند جامی و بس
زانکه گفتن نتوان زین سخنی نازک تر
۷