غزلیات

شمارهٔ ۴۵۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لله الحمد که بعد از سفر دور و دراز

می کنم بار دگر دیده به دیدار تو باز

۱

مژه بر هم نزنم پیش تو آری نه خوش است

که تو را چهره بود باز و مرا دیده فراز

۲

تا شد از عشق تو سررشته کارم روشن

همچو شمعم هنری نیست به جز سوز و گداز

۳

با وجود خم ابروی توام می خواند

زاهد بی خبر از عشق به محراب نماز

۴

لیک در شرح وفا نیست نمازی به ازین

که نهم روی ادب پیش تو بر خاک نیاز

۵

پی به توحید برد از الف قامت تو

هر که ادراک حقیقت کند از حرف مجاز

۶

جامی از شوق مقام تو نوایی که زند

بهر عشاق رهی راست بود سوی حجاز

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاز۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. درازباز
  2. استفراز
  3. روشنگداز
  4. خواندنماز
  5. ازیننیاز
  6. تومجاز
  7. زندحجاز

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.