غزلیات

شمارهٔ ۴۶۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

برگل از سبزه خط غالیه بویی داری

چشم بد دور چه آراسته رویی داری

۱

چه دلاویز بود زلف تو یارب که دراو

صد دل آویخته از هر سر مویی داری

۲

با همه نیک بود خوی تو لیکن چو فتد

با منت کار چه گویم که چه خویی داری

۳

چشم بهبود مدار ای که دل افتاده چو من

درکف فتنه گری عربده جویی داری

۴

گوی گفتن ذقنت را سخن بیهوده ست

گوش تا چند به هر بیهده گویی داری

۵

بس که گلچهره اسیر تو شد و لاله عذار

چون چمن پر گل و لاله سر کویی داری

۶

واصل کعبه شدن حد تو نبود جامی

اینقدر بس که به راهش تک و پویی داری

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داریقافیه: ـویی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. داریداری
  2. دراوداری
  3. فتدداری
  4. منداری
  5. ستداری
  6. عذارداری
  7. جامیداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.