غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای ز مشکین طره ات بر هر دلی بند دگر

رشته جان را به هر موی تو پیوند دگر

۱

زلف تو یارب چه زنجیر است کز سودای او

هر زمان دیوانه می گردد خردمند دگر

۲

چون رهد مسکین دلم زان جعد خم در خم که هست

هر خمی صد حلقه و هر حلقه ای بند دگر

۳

گر پدر خورشید و مادر ماه باشد فی المثل

بر زمین ناید به خوبی چون تو فرزند دگر

۴

تا سماع قول مطرب داد پند من حکیم

خوش نمی آید که دارم گوش بر پند دگر

۵

محتسب سوگندم از می داد و وقت گل رسید

وه که می باید شکستن باز سوگند دگر

۶

دل گرفت از خانقه جامی ره میخانه پرس

تا پی معشوق و می گیریم یک چند دگر

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دگرقافیه: ـند۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دگردگر
  2. اودگر
  3. هستدگر
  4. المثلدگر
  5. حکیمدگر
  6. رسیددگر
  7. پرسدگر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.