غزلیات

شمارهٔ ۴۵۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چند باشم چشم بر در، گوش بر آواز پای

روزی از راه ترحم بر من بیدل درآی

۱

گرچه برجا مانده ام در کنج هجر از ضعف تن

چون رسد آواز پایت برجهم بیخود ز جای

۲

تا تو نگشادی در غمخانه ام نگشاد بخت

یک در راحت به روی من درین محنت سرای

۳

هیچ مأوا را نباشد بی قدومت رونقی

وای مأوایی که از وی پای گیری باز وای

۴

دولتی باشد که آیی از درم بگشادی روی

رغم حاسد را به رویم این در دولت گشای

۵

لطفی از سر تا به پا گاهی به تشریف قدوم

با غریبان دیار خویش لطفی می نمای

۶

تا قدم در کلبه جامی نهادی روز و شب

چشم خود را زآستان خویش باشد سرمه سای

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـای۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. پایدرآی
  2. تنجای
  3. بختسرای
  4. رونقیوای
  5. رویگشای
  6. قدومنمای
  7. شبسای

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.