گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار
خاصه بعد از محنت هجران و درد انتظار
۱در بهاران غنچه را دل خرم و خندان بود
غنچه دل چون دل غنچه ست ما را این بهار
۲می نماید لاله زار عشرت امسالم به چشم
داغهای محنت دوری که بر دل بود پار
۳آرزو دارم که گیرم بر کنار کشت می
ای خوش آن دم کارزوی خویش گیرم در کنار
۴دامن افشان از غبار غم که از باران نماند
چون دل اهل صفا بر دامن صحرا غبار
۵آب صافی می کند در جوی کار آینه
شاهد گل زان گشاید رخ به طرف جویبار
۶آن سهی قد گر کند بر مشهد جامی گذر
بهر پابوس وی از گل سربرآرد سبزه وار
۷