غزلیات

شمارهٔ ۴۳۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شد مه عید از شفق چون جام زر باز آشکار

یعنی از آب شفق گون جام زر خالی مدار

۱

چرخ با قد نگون سالی کشد دامن به خون

تا شبی آرد چنین فرخنده ماهی در کنار

۲

تخم عشرت ز آب می روید به خاک میکده

ای که داری دسترس تخمی درین مزرع بکار

۳

تشنه لب مردیم ساقی جرعه ای بر ما فشان

خشک شد کشت ای سحاب لطف بارانی ببار

۴

شیشه صاف ار نباشد گو سفال دردباش

رند درد آشام را با این تکلف ها چه کار

۵

حال ما در بزم رندان از می و شاهد خوش است

محتسب بهر خدا ما را به حال ما گذار

۶

سر فرو بردن به دلق زهد جامی تا به کی

عید شد پای خمی گیر و به عشرت سربرآر

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـار۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. آشکارمدار
  2. خونکنار
  3. میکدهبکار
  4. فشانببار
  5. دردباشکار
  6. استگذار
  7. کیسربرآر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.