غزلیات

شمارهٔ ۴۴۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

عید است و دارد هر کسی عزم تماشای دگر

ما را نباشد غیر تو دل در تمنای دگر

۱

صد خوب پیش آید مرا خاطر نیاساید مرا

زینها چه بگشاید مرا چون عاشقم جای دگر

۲

نی ره مرا در خانه ای نی جای در کاشانه ای

هر لحظه چون دیوانه ای گردم به صحرای دگر

۳

بگداخت از غم جان و تن چندان نخواهم زیستن

می بین به رحمت سوی من امروز و فردای دگر

۴

از من چه پرسی این و آن خواهی بخوان خواهی بران

محکوم فرمانم به جان نبود مرا رای دگر

۵

ای فاخته دل می نهی بر قامت سرو سهی

گویی نداری آگهی از قد و بالای دگر

۶

جامی نخواهد از تو دل زیرا که در چین و چگل

همچون تو ای پیمان گسل نبود دلارای دگر

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دگرقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دگر» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دگردگر
  2. مرادگر
  3. ایدگر
  4. زیستندگر
  5. براندگر
  6. سهیدگر
  7. چگلدگر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.