غزلیات

شمارهٔ ۴۰۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

جان بخشد از لب کشته را وانگه به خون فرمان دهد

خون خواری آن شوخ بین کز بهر کشتن جان دهد

۱

خاکم پس از فرسودگی ریزید در میدان او

باشد سمند خویش را روزی بر آن جولان دهد

۲

جانم فدای ساقیی کو آشکارا می خورد

وان دم که دور ما رسد خونابه پنهان دهد

۳

گر سایه بر خار افکند آن گل عذار غنچه لب

آن خار شاخ گل شود بر غنچه خندان دهد

۴

هر تیر کان شوخ افکند بر صید با صد ذوق دل

گاهش چو جان در برکشد گه بوسه بر پیکان دهد

۵

چون دست ندهد وصل او دور از رقیب تندخو

آن به که عاشق خویش را خو با غم هجران دهد

۶

گردی شد از راهش زیان در چشم جامی وین زمان

آرد به دامن ها گهر از دیده تا تاوان دهد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دهدقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دهد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دهددهد
  2. اودهد
  3. خورددهد
  4. لبدهد
  5. دلدهد
  6. تندخودهد
  7. زماندهد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.