غزلیات

شمارهٔ ۴۲۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

عید است و چون گل هر کسی خندان به روی یار خود

ما و دلی چون غنچه خون بی سَرو گل رخسار خود

۱

خلقی شده در جست و جو هر سو که ماه عید کو

عید من آن کان ماهرو بنمایدم دیدار خود

۲

تا چند خون دل خورم کو ساقی جان پرورم

تا ز آتش می آورم آبی به روی کار خود

۳

هر کس به کنج خلوتی با مطربی در عشرتی

عشاق را هم حالتی با ناله های زار خود

۴

بی روی آن سرو روان زد هر گلی آتش به جان

کاشم ندادی باغبان ره جانب گلزار خود

۵

چون گل درانم پیرهن یارب کجا رفت آنکه من

بودی به گلگشت چمن دامن کشان با یار خود

۶

جامی ندارد محرمی کز غم برآساید دمی

هر لحظه می گوید غمی هم با دل افگار خود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خودقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خودخود
  2. کوخود
  3. پرورمخود
  4. عشرتیخود
  5. جانخود
  6. منخود
  7. دمیخود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.