غزلیات

شمارهٔ ۴۳۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای شکل قدت پیکری از سیم سارا ریخته

هر دم ز شاهان لشکری سرهات در پا ریخته

۱

تا شد درین بستان سرا سرو قدت بالا نما

هر لحظه طوفان بلا بر ما ز بالا ریخته

۲

چون آفتاب اینک شراب اندر هلال افکند تاب

رویت ز تاب آفتاب از مه ثریا ریخته

۳

چشمم ز خون شد موج زن بین لاله ها خونین کفن

زان خون که ابر از چشم من برکوه و صحرا ریخته

۴

ز اشکم که از دل سر زده نقش وفا بر زر زده

خونین گیا سربرزده یک قطره هر جا ریخته

۵

داده رقیبت را امان از رنج تن دور زمان

بادا به جانش زآسمان مرگ مفاجا ریخته

۶

زینسان که چشمت تیغ کین هر دم کشد برآن و این

مشکل که ماند ز اهل دین خون کسی ناریخته

۷

از خوی تو ما غصه کش تر دامنان زو گشته خوش

ما کشت خشک او ابروش باران به دریا ریخته

۸

جامی کز انفاس روان بخشد به هر دل مرده جان

نزلی بر او زین سبزخوان روح مسیحا ریخته

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ریختهقافیه: ـا۸ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. ریختهریخته
  2. نماریخته
  3. تابریخته
  4. کفنریخته
  5. زدهریخته
  6. زمانریخته
  7. اینناریخته
  8. خوشریخته
  9. جانریخته

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.