غزلیات

شمارهٔ ۴۳۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوش آنکه بود ز تو خانه ام پریخانه

کجا شدی که شدم بی رخ تو دیوانه

۱

ز آشنایی عشقت چه حاصل است مرا

جز آنکه گشته ام از صبر و هوش بیگانه

۲

حدیث وصل تو هر شب ز هوش می بردم

به خواب می کشد آری سماع افسانه

۳

به اوج کنگره وصل چون کند پرواز

چنین که شمع زد آتش به بال پروانه

۴

خبر مپرس ز پیمان زهد رندی را

که داد دست ارادت به دست پیمانه

۵

ز زلف دلکش تو گرچه ماند جامی دور

سری ز تیغ بلا شاخ شاخ چون شانه

۶

روانه می کند از چشم درفشان هر دم

جواهر خدمات نیازمندانه

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـانه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پریخانهدیوانه
  2. مرابیگانه
  3. بردمافسانه
  4. پروازپروانه
  5. راپیمانه
  6. دورشانه
  7. دمنیازمندانه

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.