غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو مست من ز خمار شبانه برخیزد

هزار فتنه و شور از زمانه برخیزد

۱

چو تیر جور نهد بر کمان ز میدانش

هزار کشته برای نشانه برخیزد

۲

نشان من به خیال میان او گم باد

بود خیال دویی از میانه برخیزد

۳

ز تف خون دلم بس که نم رود بالا

گیاه محنتم از بام خانه برخیزد

۴

بود بهانه منع نظاره برقع زلف

خوش آن زمان که ز پیش این بهانه برخیزد

۵

اثر نماند ز من زان نشست شعله آه

ز خس چو سوخته شد کی زبانه برخیزد

۶

گمان مبر که چو گردد وجود جامی خاک

به هیچ بادی ازین آستانه برخیزد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برخیزدقافیه: ـانه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. برخیزدبرخیزد
  2. میدانشبرخیزد
  3. بادبرخیزد
  4. بالابرخیزد
  5. زلفبرخیزد
  6. آهبرخیزد
  7. خاکبرخیزد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.