غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو را چو مشک تر از برگ یاسمین خیزد

چه فتنه کز پی تاراج عقل و دین خیزد

۱

اگر در آب فتد عکس قد و عارض تو

به هر زمین که رسد سرو و یاسمین خیزد

۲

ز باغ وصل چه سان برخورم که گر صد بار

نهال مهر نشانم درخت کین خیزد

۳

مریض عشق به کوی تو تا غبار نشد

ز ضعف تن نتوانست کز زمین خیزد

۴

اگر چه غرقه به خون رفت عاشق تو به خاک

چو لاله داغ جفای تو بر جبین خیزد

۵

ز شوق لعل لبت خاست در دل گرمم

تبی که در تن محرور از انگبین خیزد

۶

به بزم گل چو سرایند نظم جامی را

ز بلبلان همه گلبانگ آفرین خیزد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خیزدقافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خیزد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. خیزدخیزد
  2. توخیزد
  3. بارخیزد
  4. نشدخیزد
  5. خاکخیزد
  6. گرممخیزد
  7. راخیزد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.