غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

عنایتی نکند یار نازنین با من

خوش است با همه خونین دلان همین با من

۱

گشاده روست به هر کس به سان گل لیکن

گره چو غنچه فکنده ست در جبین با من

۲

چو آفتاب نگنجد درین سراچه کجا

شود به کلبه تاریک همنشین با من

۳

بدو تقرب من اینقدر بس است که هست

به زیر نه فلک و روی یک زمین با من

۴

مرا تبسم آن لب بکشت طالع بین

که داد خاصیت زهر انگبین با من

۵

ز شمع و مشعله باشد فراغتم شب هجر

بس اینکه همنفس است آه آتشین با من

۶

مگو که تنگ بود راه عاشقی جامی

جریده می روم اینک نه دل نه دین با من

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: با منقافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«با من» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. منمن
  2. لیکنمن
  3. کجامن
  4. هستمن
  5. بینمن
  6. هجرمن
  7. جامیمن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.