مرا ز مایه سودا امید سود نماند
که یار با من شیدا چنان که بود نماند
۱چو بافت عشق لباس از پلاس ادبارم
چه غم کز اطلس اقبال تار و پود نماند
۲صدای تیغ تو آمد به بزم زنده دلان
کدام سر که در او ذوق این سرود نماند
۳مرید عشق تو ننهاد پا به منبر وعظ
چو شیخ شهر درین پایه فرود نماند
۴نشان مجو ز دل آتشینم آه نگر
کز آتشی که تو دیدی به غیر دود نماند
۵ازان زمان که مرا قبله طاق ابروی توست
به قبله دگرم طاقت سجود نماند
۶چنان به چشم عزیز تو خوار شد جامی
که هیچ غصه ازو در دل حسود نماند
۷