گرچه پیش تو مرا هیچ ره و روی نماند
روی من جز پی اقبال تو هر سوی نماند
۱خانه ای بود به کوی طرب از وصل توام
شد خراب از غمت آن خانه و آن کوی نماند
۲بس که از موی میان تو جدا موییدم
تنم از مویه چو مویی شد و آن موی نماند
۳جوی چشمم ز خیال رخت آبادان بود
تا تو رفتی ز نظر آب درین جوی نماند
۴بنما زودتر ای کعبه مقصود جمال
که درین ره دگرم تاب تک و پوی نماند
۵پیر گشتم من بدروز ولی در دل من
جز تمنای جوانان نکوروی نماند
۶لب گشا ای گل رعنا به سخن جامی را
که درین باغ جز او بلبل خوشگوی نماند
۷