غزلیاتشمارهٔ ۶۳۳ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلمنبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریهر چند تو شاه و ما گداییمدامن مفشان که مبتلاییم۱تا داغ غلامی تو داریمهر جا که رویم پادشاییم۲هر جا الم تو مرد دردیمهر جا قدم تو خاک پاییم۳دربسته به روی این و آنیمبنشسته به گوشه بلاییم۴گه نکته عشق می نویسیمگه نغمه درد می سراییم۵بودند نظارگی بسی لیکآن کس که تو را شناخت ماییم۶از طوق سگان مدار محرومگر خلعت خاص را نشاییم۷گر لطف کنی به آن دریغیمور جور کنی به آن سزاییم۸بی ما گفتی که در چه کاریکس بی تو مباد در دعاییم۹جامی به جفا و جور خو گیردانی که نه در خور وفاییم۱۰