عمری ست دل به مهر و وفای تو بسته ایم
پیوند با تو کرده و از خود گسسته ایم
۱زهاد و خلد نسیه و اوباش و عیش نقد
ما خود به دولت غمت از هر دو رسته ایم
۲ما را چو در حریم وصال تو راه نیست
دل پر امید بر سر راهت نشسته ایم
۳با خود خیال آرزویی بسته هر کسی
ما دیده از دو عالم و دل در تو بسته ایم
۴بس خسته خاطریم ز بیداد تو ولی
هرگز دلت به تیغ شکایت نخسته ایم
۵چون صوفیان که نکته توحید بشنوند
هر جا گذشته ذکر تو از جای جسته ایم
۶گفتم شکسته ای دل جامی به عشوه گفت
آخر چه شد نه جام مرصع شکسته ایم
۷