خواهد تنم ز آتش دل سوخت خانه هم
اینک رسید دود به روزن زبانه هم
۱در سینه عکس عارض و خال تو دید دل
مرغ آب یافت در قفس تنگ و دانه هم
۲زینسان که گشت خانه ام از آب دیده پر
سیلاب خون برون رود از آستانه هم
۳در کوی تو نماند ز ما جز فسانه ای
ترسم که از میان برود این فسانه هم
۴سوی تو ره نماند مرا بی بهانه ای
وای من آن زمان که نماند بهانه هم
۵گردی نشانه بود بر آن آستان ز ما
دردا که برد باد صبا آن نشانه هم
۶جامی به پیش زلف و رخش یافت زان دو لب
ذوق صبوح و لذت شرب شبانه هم
۷