کیست آن مه که درآمد ز در خلوت ما
که شد از عکس رخش نور همه ظلمت ما
۱آفتابی ست درخشنده که از طلعت او
رفت بر چرخ برین کوکبه دولت ما
۲می سرشتیم گل محنت از آب مژه شکر
که برآمد گل راحت ز گل محنت ما
۳جان ز کف رفت چه سازیم نثار قدمش
گر پس از مرگ خرامد به سر تربت ما
۴سگ او خواند رقیب از سر خواری ما را
این لقب در دو جهان بس سبب عزت ما
۵جان فشاندیم به خاک قدمش لیک چه سود
که نیفتاد قبول کرمش خدمت ما
۶غایب همت ما وصل وی آمد جامی
همتی دار که کاری بکند همت ما
۷