غزلیات

شمارهٔ ۷۰۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

بیا ای اشک تا بر روزگار خویشتن گریم

چو شمع از محنت شبهای تار خویشتن گریم

۱

ندارم مهربانی تا کند بر حال من گریه

همان بهتر که خود بر حال زار خویشتن گریم

۲

مرا هم در غریبی شوخ چشمی آفت جان شد

نگویی کز غم یار و دیار خویشتن گریم

۳

نباشد در بهاران دور از ابر چمن گریه

من آن ابرم که دور از نوبهار خویشتن گریم

۴

مدد فرما به خون ای دل که در چشمم نماند آبی

که خواهم امشب از هجران یار خویشتن گریم

۵

ز هجران بود گریه پیشتر از وعده وصلت

کنون از درد و داغ انتظار خویشتن گریم

۶

مگو جامی نشاید گریه از بیداد مهرویان

که من چندین ز بخت خاکسار خویشتن گریم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویشتن گریمقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گریمگریم
  2. گریهگریم
  3. شدگریم
  4. گریهگریم
  5. آبیگریم
  6. وصلتگریم
  7. مهرویانگریم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.