غزلیات

شمارهٔ ۷۰۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به عارض تو ز ماه تمام چون گویم

به لعل تو ز می لاله فام چون گویم

۱

لبت گهی که درآید به شکرافشانی

حدیث طوطی شیرین کلام چون گویم

۲

خوش آن زمان که تو را بینم و ز حیرانی

چنان شوم که ندانم سلام چون گویم

۳

جفای تو همه وقتی رسد نمی دانم

که شکر این کرم مستدام چون گویم

۴

شراب را که بر هر جا حرام می دانند

اگر ز دست تو باشد حرام چون گویم

۵

گدای کوی تو گویم چو نام من پرسند

چو این خجسته لقب هست نام چون گویم

۶

چو جامی از هوست می پرست شد با او

به جز حکایت صهبا و جام چون گویم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چون گویمقافیه: ـام۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گویمگویم
  2. شکرافشانیگویم
  3. حیرانیگویم
  4. دانمگویم
  5. دانندگویم
  6. پرسندگویم
  7. اوگویم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.