تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون
تو را رسد که بنازی به حسن روزافزون
۱چو زندگانی عاشق به وصل معشوق است
یکی ست فرقت لیلی و مردن مجنون
۲گمان صبر و سکون داشتم به خود لیکن
چو از تو دور فتادم چه جای صبر و سکون
۳ز جان سوختگان غمت برآمد دود
تو را چو گرد شکر خاست خط غالیه گون
۴همی فتاد ز بار غم تو خانه دل
اگر نه تیر تو بودی درین خرابه ستون
۵ز نقد عشق چو باشد خزانه دل را
چه سود حشمت جمشید و گنج افریدون
۶به تیغ مهر چو آن ماه کشت جامی را
چه جرم بر روش چرخ و گردش گردون
۷