جز آنکه مهر تو را جا به جان خود کردیم
تو خود بگوی به جای تو ما چه بد کردیم
۱مرم ز چشم رمد دیده کو خیال رخت
که ما ز خاک درت رفع آن رمد کردیم
۲چو دیده را پی فراشی حریم درت
نماند آب به خون دلش مدد کردیم
۳حدود منزل دل عشق و شوق و صدق و وفاست
پی نزول تو وقفش به چار حد کردیم
۴بلند گشت سخن چون به قامت تو رسید
چو ذکر قامت خوبان سروقد کردیم
۵زدیم بر محک امتحان هر آن نقدی
که بی عیار قبول تو بود رد کردیم
۶به کنج صومعه جامی دم از خرد می زد
به یک دو جام میش فارغ از خرد کردیم
۷