غزلیات

شمارهٔ ۷۱۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

جز آنکه مهر تو را جا به جان خود کردیم

تو خود بگوی به جای تو ما چه بد کردیم

۱

مرم ز چشم رمد دیده کو خیال رخت

که ما ز خاک درت رفع آن رمد کردیم

۲

چو دیده را پی فراشی حریم درت

نماند آب به خون دلش مدد کردیم

۳

حدود منزل دل عشق و شوق و صدق و وفاست

پی نزول تو وقفش به چار حد کردیم

۴

بلند گشت سخن چون به قامت تو رسید

چو ذکر قامت خوبان سروقد کردیم

۵

زدیم بر محک امتحان هر آن نقدی

که بی عیار قبول تو بود رد کردیم

۶

به کنج صومعه جامی دم از خرد می زد

به یک دو جام میش فارغ از خرد کردیم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کردیمقافیه: ـد۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کردیمکردیم
  2. رختکردیم
  3. درتکردیم
  4. وفاستکردیم
  5. رسیدکردیم
  6. نقدیکردیم
  7. زدکردیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.