غزلیات

شمارهٔ ۶۸۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

جدا ز لاله رخ خود بهار را چه کنم

هزار داغ به دل لاله زار را چه کنم

۱

ز خون دیده کنارم پر است بی لب یار

کنار کشت و لب جویبار را چه کنم

۲

گرفتم آنکه کنم دیده را به گل مشغول

درون جان و دل این خار خار را چه کنم

۳

به طوف باغ غم روز را برم بیرون

بلا و محنت شبهای تار را چه کنم

۴

غباری از ره آن مشکبو غزال رسید

به جز عبیر کفن آن غبار را چه کنم

۵

شکاف سینه توانم که بندم از مرهم

تراوش مژه اشکبار را چه کنم

۶

ملولم از دو جهان بی جمال او جامی

چو یار نیست به دست این دیار را چه کنم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: را چه کنمقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. کنمکنم
  2. یارکنم
  3. مشغولکنم
  4. بیرونکنم
  5. رسیدکنم
  6. مرهمکنم
  7. جامیکنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.