غزلیات

شمارهٔ ۷۳۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز درد تا شده چشمت چو اشک ما گلگون

نشسته اند ازین درد مردمان در خون

۱

نه درد چشم ز گردون رسید چشم تو را

مرا رسید ز درد تو ناله بر گردون

۲

مرا تو چشمی و درد تو درد چشم من است

گرفت چشم مرا درد چو ننالم چون

۳

ز درد اهل نظر پیش ازینت آنچه به گوش

رسیده بود بدیدی به چشم خویش اکنون

۴

اگر تو خون نکنی کم به درد چشم ای کاش

که دمبدم نکند غمزه تو خون افزون

۵

هزار چشم برون در تو فرش ره است

بدان امید که یکدم قدم نهی بیرون

۶

سواد گفته جامی فسون هر درد است

ولی به چشم تو مشکل درآید این افسون

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گلگونخون
  2. راگردون
  3. استچون
  4. گوشاکنون
  5. کاشافزون
  6. استبیرون
  7. استافسون

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.