غزلیات

شمارهٔ ۷۳۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل چشمه چشمه شد ز خدنگ تو و کنون

آید به راه دیده ز هر چشمه جوی خون

۱

خواهم که لب به آه گشایم گهی ولی

ترسم کشد زبانه برون آتش درون

۲

می گویم از وصال تو با خود فسانه ها

درد فراق را به همین می کنم فسون

۳

هر لحظه دل به فن دگر می بری ز خلق

در دلبری نبوده کسی چون تو ذوفنون

۴

دل را به جرم عشق ملامت چه فایده

کش بخت تیره گشت بدین شیوه رهنمون

۵

هر دم مکن فسون که روزی رسی به وصل

کین آرزو ز حوصله ما بود برون

۶

در حق جامی آنچه توان می کن از جفا

مشکل که عاشق دگر افتد چنین زبون

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنونخون
  2. ولیدرون
  3. هافسون
  4. خلقذوفنون
  5. فایدهرهنمون
  6. وصلبرون
  7. جفازبون

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.