با یار کوچ کرده که گوید پیام من
وانجا به جز صبا که رساند سلام من
۱من کیستم که نامه فرستم به سوی او
در نامه سگانش نویسید نام من
۲جانم ستد که از لب شیرین عوض دهم
رفت آخر و به گردن خود برد وام من
۳عمری ز اشک دانه فشاندم ولی چه سود
چون نامد آن کبوتر رحمت به دام من
۴ای صید پیشه چاره چه سازم خدای را
کان آهوی رمیده شود صید رام من
۵تا کی به وصل سیم عذاران کنم طمع
صد ره مرا بسوخت طمع های خام من
۶جامی مگوی کین همه مستی و شور چیست
کز خم عشق پر ترک افتاد جام من
۷