زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من
ننوشت جز سودای او در نامه اعمال من
۱زینسان که با من می کند هندوی زلفش سرکشی
خواهد شد از کف عاقبت سرشته اقبال من
۲هرگه که تنها رو نهم تا بینم آن خورشید را
آید رقیب رو سیه چون سایه از دنبال من
۳در گلشن عیش از دلم کم جو نشان خرمی
کافتاده در دام بلا آن مرغ فارغ بال من
۴خاموشی عشقم رهاند از شیوه بحث و جدل
رفت آنکه رفتی تا فلک فریاد قیل و قال من
۵پیش سگان کوی او مالم برای آب رو
بر خاک ره روی چو زر این ست جاه و مال من
۶قاصد که گفت آن سنگدل بر قتل جامی قرعه زد
زین مژده اقبال شد پیک مبارک فال من
۷