غزلیات

شمارهٔ ۷۴۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل من

غنچه هایش بود آغشته به خون دل من

۱

بی تو زینسان که به جان آمدم از هستی خویش

زود باشد که شود کوی عدم منزل من

۲

نبود همره جانم به جز اندیشه تو

چون ببندند ازین دیر فنا محمل من

۳

لطف فرما و بکش تیغ و بکش زار مرا

گرچه حیف است که باشد چو تویی قاتل من

۴

این چه سود است و چه سودا که به بازار غمت

سیم اشک و زر رخساره بود حاصل من

۵

زانچه سلطان خیال تو مرا تعیین کرد

دم نقد اشک چو خون بیش نشد واصل من

۶

جامیا تا بتوان جام می از دست منه

که ازین یافت گشایش همگی مشکل من

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: منقافیه: ـل۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. منمن
  2. خویشمن
  3. تومن
  4. مرامن
  5. غمتمن
  6. کردمن
  7. منهمن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.