ای شه تنگ قبایان مه زرین کمران
سرور کج کلهان خسرو شیرین پسران
۱مرهم سینه بی کینه آشفته دلان
مردم دیده غمدیده صاحبنظران
۲تا کی افتم به رهت آه زنان اشک فشان
تا کی آیم به درت نعره زنان جامه دران
۳گذری کن به سر عاشق مهجور که هست
محنت عاشقی و دولت خوبی گذران
۴با خیال تو سحر معذرتی می گفتم
کای شده مونس تنهایی خونین جگران
۵خویش را شهره به عشق دگران می سازم
تا نگویند حدیث من و تو بی خبران
۶گفت جامی چو دلت شیفته ماست چه باک
گر به تلبیس شوی شهره به عشق دگران
۷