غزلیات

شمارهٔ ۷۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای شه تنگ قبایان مه زرین کمران

سرور کج کلهان خسرو شیرین پسران

۱

مرهم سینه بی کینه آشفته دلان

مردم دیده غمدیده صاحبنظران

۲

تا کی افتم به رهت آه زنان اشک فشان

تا کی آیم به درت نعره زنان جامه دران

۳

گذری کن به سر عاشق مهجور که هست

محنت عاشقی و دولت خوبی گذران

۴

با خیال تو سحر معذرتی می گفتم

کای شده مونس تنهایی خونین جگران

۵

خویش را شهره به عشق دگران می سازم

تا نگویند حدیث من و تو بی خبران

۶

گفت جامی چو دلت شیفته ماست چه باک

گر به تلبیس شوی شهره به عشق دگران

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـران۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کمرانپسران
  2. دلانصاحبنظران
  3. فشاندران
  4. هستگذران
  5. گفتمجگران
  6. سازمخبران
  7. باکدگران

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.