غزلیات

شمارهٔ ۷۲۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بودم آن روز درین میکده از دُردکشان

که نه از تاک نشان بود و نه از تاک‌نشان

۱

از خرابات نشینان چه نشان می‌طلبی

بی‌نشان ناشده زیشان نتوان یافت نشان

۲

هر یک از ماهوشان مظهر شأن دگرند

شأن آن شاهد جان جلوه‌گری از همه‌شان

۳

جان فدایش که به دلجویی ما دلشدگان

می رود کوی به کوی دامن اجلال کشان

۴

در ره میکده آن بِه که شوی ای دل خاک

شاید آن مست بدین سو گذرد جرعه‌فشان

۵

نکتهٔ عشق به تقلید مگو ای واعظ

پیش ازین باده بچش چاشنیی پس بچشان

۶

جامی این خرقهٔ پرهیز بینداز که یار

همدم بی‌سَر و پایان شود و رِندوَشان

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـشان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دردکشانتاک‌نشان
  2. می‌طلبینشان
  3. دگرندهمه‌شان
  4. دلشدگانکشان
  5. خاکجرعه‌فشان
  6. واعظبچشان
  7. یاررندوشان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.