بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران
شد طرف چمن بزمگه باده گساران
۱شد لاله ستان گرد گل از بس که نهادند
رو سوی تماشای چمن لاله عذاران
۲در موسم گل توبه ز می دیر نپاید
یاد است مرا این سخن از تجربه کاران
۳از سبحه شماران مطلب گوهر مقصود
کامد صدف آن کف انگورفشاران
۴بر صحبت گل دل منه ای مرغ که چون تو
گشتند درین باغ و گذشتند هزاران
۵از گمشدگان زیر گل آمد به تو سبزه
همچون خط یاران که نویسند به یاران
۶بین غنچه نشکفته که آورد به سویت
سربسته پیامی ز دل سینه فگاران
۷جامی نرود سوز تو از سینه به گریه
داغ دل لاله نشود شسته به باران
۸