هر سو مرو جولان کنان چابک سوارا بیش ازین
از کف برون رفته عنان مپسند ما را بیش ازین
۱بهر نثارت هر نفس جانی به دست آییم و بس
بستان که نبود دسترس مشتی گدا را بیش ازین
۲خون دل هر مرد و زن آمد برون از هر شکن
جانا گره محکم مزن زلف دو تا را بیش ازین
۳برطرف بستان جا مکن در پای گل ماوا بکن
با سرو هم بالا مکن شاخ گیا را بیش ازین
۴از جنبش پیراهنت آزرده می گردد تنت
رخصت مده پیراهنت گشتن صبا را بیش ازین
۵جان می دهم بهر خدا گردی ده از راهت مرا
هر چند می دانی بها آن توتیا را بیش ازین
۶جامی ز هر سیمینبری با سنگ تو دارد سری
ضایع مکن با دیگری سنگ جفا را بیش ازین
۷