مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین
کافر سوارا سرمکش زین خاکساران بیش ازین
۱آهنگ ناز و کین مکن تاراج عقل و دین مکن
بهر خدا آیین مکن آزار یاران بیش ازین
۲بر ریش دل مرهم بود داغت منه بهر خدا
داغ غم بی مرهمی بر دلفگاران بیش ازین
۳گفتی غم و درد تو را هر دم فزایم اندکی
دارند امید از خوی تو امیدواران بیش ازین
۴بردی نخست از دل قرار آنگه نهفتی رخ ز ما
مپسند آیین جفا با بی قراران بیش ازین
۵باز ای سوار کج کله بر ما چه می رانی سپه
بگذر که نبود مور را تاب سواران بیش ازین
۶نعل سمندش جامیا حیف است کآلاید به گل
بر رهگذار او مریز از دیده باران بیش ازین
۷