غزلیات

شمارهٔ ۷۵۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من

نیست مراد خاطرت جز غم و جز بلای من

۱

هر مژه کرده جوی خون بر رخ من روان ولی

کیست که با تو دم زند از من و ماجرای من

۲

مهر و وفای من مبین ترک جفای خود مکن

زانکه جفای چون تویی نیست کم از وفای من

۳

گر چو سگان دهند ره در پی محمل توام

چرخ به فرق سرکشد هودج کبریای من

۴

نامه صفت سیاه رو مانم اگر نه فضل تو

خامه مغفرت کشد بر ورق خطای من

۵

باد همیشه تا بود نام و نشان ز بود ما

مسند ناز جای تو خاک نیاز جای من

۶

تا به کرشمه گفته ای مردم چشم جامیم

چشم سپهر می برد سرمه ز خاک پای من

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: منقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«من» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. منمن
  2. ولیمن
  3. مکنمن
  4. تواممن
  5. تومن
  6. مامن
  7. جامیممن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.