ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو
مرهم سینه چون تویی مردم دیده هم تو شو
۱خرمن صبر شد به باد از غم عُمرکاه تو
لیک بود هزار ازین بر چو تویی به نیم جو
۲من که و فکر عافیت خاصه که شد به عشق تو
دل به کمند غم زبون جان به کف بلا گرو
۳چند به هرزه، صوفیا! گوش به بانگ نی نهی
حالت و وجد بایدت ناله زار من شنو
۴غاشیه تو چون کشم چشم پر اشک کرده پا
پای من آبله همه بارگی تو تیزرو
۵تخم شکیب کِشتهام وه که خیال ابرویت
سبز نگشته کشت من داس کشد پی درو
۶جامی خسته را که شد کشته تیغ غمزهات
لعل حیات بخش تو داد به خنده جان نو
۷