غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دانی که چیست بر رخم این اشک لاله گون

عشقت چکاند از دل من قطره های خون

۱

خون دلم ز آتش توست آمده به جوش

آتش چو تیز گشت ز سر می رود برون

۲

آتش ز آب کشته شود وین عجب کز اشک

هر لحظه زنده تر شودم آتش درون

۳

چشم من از خیال لبت اشکریز هست

پر می صراحیی که فتاده ست سرنگون

۴

هم آدمی فریفته توست هو پری

زین لعل پر فسانه وزین چشم پر فسون

۵

گر عاجزم به دست رقیب تو دور نیست

شیر فلک سگان درت را بود زبون

۶

جامی نظر به عارض و خط تو دوخته ست

کز آب و سبزه نور بصر می شود فزون

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گونخون
  2. جوشبرون
  3. اشکدرون
  4. هستسرنگون
  5. پریفسون
  6. نیستزبون
  7. ستفزون

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.